|
دختر و پسر ایرونی دختر عاشق و پسر عاشق ایرونی همیشه عاشق باش |
عاشقونه ترین سلام من به شما عزیزان
عشق دختر ایرونی پاکترین عشق زمینه.پس به عشق دختر ایرونی پشت پا نزن.
من یه عاشقم مگه عاشقی گناهه .
من هنوزم پی اینم که با اون دستات اشکامو پاک کنی.
تو ساکتی اما من هنوزم در پی اینم که آینده رو بسازم ، گرچه این جسم
ضعیفه
تو ساکتی اما من هنوزم در پی اینم که کلبه ای از حضور تو بسازم
اما عزیزترینم تو تسلیم شدی که آینده ای بدون حضور من و در
عمق سکوت
اما
اما به یاد من بسازی(افسوس)

كد لينك به ما :
ساعت و تاريخ
موضوعات
عکس دختر ایرونی
نقاشی و کاریکاتور
سینما خارجی
عکس دختر خارجی
ورزشی
موسیقی خارجی
شعر و مطالب زیبا
سینمای ایران
موسیقی ایرانی
فیلتر شکن
عکسای زیبا،عکسای جالب
ارسال دوستان
داستان های واقعی
دخترا و پسرا
عکسهای خنده دار
جکای باحال
داستان
هفته چهارم آبان 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته سوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته اوّل مهر 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته اوّل خرداد 1385
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته سوم اردیبهشت 1385
هفته دوم اردیبهشت 1385
هفته چهارم فروردین 1385
هفته سوم فروردین 1385
هفته دوم فروردین 1385
هفته اوّل فروردین 1385
هفته چهارم اسفند 1384
هفته اوّل بهمن 1384
هفته دوم دی 1384
هفته اوّل دی 1384
هفته چهارم آذر 1384
هفته سوم آذر 1384
هفته دوم آذر 1384
آمار بازدید : نفر
افراد آنلاين : نفر
شرط بندی یک برنامه نویس و یک مهندس ( داستان )
یک برنامه نویس و یک مهندس در یک مسافرت طولانى هوائى کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند. برنامه نویس رو به مهندس کرد و گفت: مایلى با همدیگر بازى کنیم؟ مهندس که میخواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رویش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشید. برنامه نویس دوباره گفت: بازى سرگرم کنندهاى است. من از شما یک سوال میپرسم و اگر شما جوابش را نمیدانستید ۵ دلار به من بدهید. بعد شما از من یک سوال میکنید و اگر من جوابش را نمیدانستم من ۵ دلار به شما میدهم. مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهایش را روى هم گذاشت تا خوابش ببرد. این بار، برنامهنویس پیشنهاد دیگرى داد. گفت: خوب، اگر شما سوال مرا جواب ندادید ۵ دلار بدهید ولى اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم ٥٠ دلار به شما میدهم. این پیشنهاد چرت مهندس را پاره کرد و رضایت داد که با برنامه نویس بازى کند. برنامه نویس نخستین سوال را مطرح کرد: «فاصله زمین تا ماه چقدر است؟» مهندس بدون اینکه کلمهاى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامهنویس داد. حالا نوبت خودش بود. مهندس گفت: «آن چیست که وقتى از تپه بالا میرود ۳ پا دارد و وقتى پائین میآید ۴ پا؟» برنامهنویس نگاه تعجب آمیزى کرد و سپس به سراغ کامپیوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد. آنگاه از طریق مودم بیسیم کامپیوترش به اینترنت وصل شد و اطلاعات موجود در کتابخانه کنگره آمریکا را هم جستجو کرد. باز هم چیز بدرد بخورى پیدا نکرد. سپس براى تمام همکارانش پست الکترونیک فرستاد و سوال را با آنها در میان گذاشت و با یکى دو نفر هم گپ (chat) زد ولى آنها هم نتوانستند کمکى کنند. بالاخره بعد از ۳ ساعت، مهندس را از خواب بیدار کرد و ٥٠ دلار به او داد. مهندس مودبانه ٥٠ دلار را گرفت و رویش را برگرداند تا دوباره بخوابد. برنامهنویس بعد از کمى مکث، او را تکان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟» مهندس دوباره بدون اینکه کلمهاى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامهنویس داد و رویش را برگرداند و خوابید.
نوشته شده توسط یکی مثل همه در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388
لينك مطلب
هالیوود ( نقاشی و کاریکاتور )
مطالب پیشین
![]()
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by
iranj.blogfa.com
The Template Designed By Loghman Avand @
www.irlearn.com
